صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
17
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
قرار گرفته نيك بينديشيم ، اين حقيقت رخ مىنمايد كه منبع او كتاب عماد الدين اصفهانى ، نصرة الفترة ، بوده است ، از آنكه نويسندهء زبده به عماد الدين اشاره مىكند ( برگ 43 ب و 55 ب ) ، و مقابلهء متون با يكديگر هم امكان مىدهد كه بگوييم نصرة الفترة منبع اصلى نويسنده براى تاريخ اين سالها بوده است ( 547 - 485 ه / 1152 - 1092 م ) « 1 » . نثر زبده از صناعات لفظى و مجازى كه ذاتى عماد الدين است تهى است ، و وقتى رويكرد نويسنده به امور خصوصى سلاطين و امراست ، عبارات زبده كوتاه است و سخته . سيرت وزيران در آن جاى اندكى دارد ( نسبت به عماد الدين ، كه منبع اصلىاش نوشتههاى انوشيروان بن خالد است ) ، اما ذكر حوادث اين سالها در هردو كتاب پابهپاى هم پيش مىرود و نثر زبده با نصره هماهنگ است . تعيين منابع حسينى در بخش مربوط به سلجوقيان نخستين ، از طريق مقابلهء آن با منابع بسيارى كه در دست داريم ، ممكن نيست ، مگر در مورد عماد الدين اصفهانى ، از آنكه حسينى از نويسندگان كتابهايى كه بر آنها متكى بوده ، نامى نمىبرد . با اين همه ، او در برگ 40 آ از كتاب مآثر وزير نظام الملك ، كه در ديگر منابع از آن ذكرى نيست ، نام مىبرد . كلود كاهن بر اين باور است كه زبدة التواريخ اخبار الامراء و الملوك السلجوقيه كار درهم گرهخوردهء سه يا دستكم دو مؤلف است ؛ اينسان كه على بن ناصر حسينى تنها بخش نخست را تا حدود سال 560 ه / 1164 م پديد آورده ، اما نويسندهء رخدادهاى پس از سال 547 ه / 1152 م شخص گمنامى است كه در شمال غربى ايران مىزيسته و بسيارى از منابع اوليه را نزد خود داشته است ، و اى بسا كه از اطرافيان سلطان طغرل سوم ، فرزند ارسلان شاه ، بوده است . « 2 » منظور كلود كاهن منابع احتمالى زبده است ، اما اين كتاب ، سربهسر ، يگانه آماج نويسنده را مىسازد ، كه همان تأليف تاريخ موجزى باشد در باب سلجوقيان ، از تشكيل اين امپراتورى تا مرگ واپسين سلطان اين خاندان . اين آماج در همهء بخشهاى كتاب آشكار ، و روايات اضافى نسبتا اندك است . اصطلاحات و القاب سلاطين و وزرا و امرا هم يكسان است و القاب سلاطين و وزرا ، حتى زمانى كه در كار شاهى يا وزارت نباشند ، بستهء نامشان . « 3 » از اين قرار ، نويسنده خود را
--> ( 1 ) . آنجا كه كلود كاهن النصره را « يگانه منبع » اين دوران مىشمارد . Cl . Cahen , The Historiography , P . 69 ( 2 ) . Cl . Cahen , The Historiography , P . 70 . ( 3 ) . در مثل ، او ملكشاه را به هنگام يادكرد از يورش الب ارسلان به روم در حدود سال 1064 م ( برگ 20 ب و 21 آ ) ، و سنجر را هم هنگامى كه از جانب برادرش بركيارق به عنوان والى خراسان تعيين گشته ( برگ 49 آ و ب ) ، و محمد بن محمود را هم پيش از بر تختنشينى ( برگ 70 آ ) سلطان لقب داده است .